|
|
تجربههای نوکارگاههاى خواندن خلاق
گروه مروجان موسسه پژوهشى تاريخ ادبیات کودکان در بهمن ماه ١٣٨٤ چند کارگاه برگزار کردند که برای آگاهی دوستان مروج در شهرستانها و تبادل و دستیابی به تجربههای نو، لازم دانستیم گزارشی در اين باره در سايت ترويج بگذاريم. کارگاهها در خانهی کتابدار کودک و نوجوان، یک دبستان دولتی دخترانه در منطقه ٧ تهران و یک دبستان دولتی (شاهد) در منطقه ٨ تهران به درخواست آموزش و پرورش اين مناطق و رويهمرفته با حضور نزديک به ١١٠ نفر از آموزگاران برگزار شد. گروه ترويج موسسه پژوهشی تاريخ ادبيات کودکان، برای کتابهای فارسیآموز ادبی، واژهنامه چیستانی – تصویری و مجموعه تاریخ ادبیات کودکان، که در اين کارگاهها به عنوان مواد خواندن خلاق از آنها ياد مىشود، گامها يا مراحلی کارگاهی تنظیم کردهاند. کارگاه فارسيآموز ادبی با گفتوگو درباره خواندن خلاق و استفاده از اين کتاب به عنوان يکی از مواد خواندن خلاق برای پايه اول دبستان همراه است. کارگاه واژهنامه چيستانی – تصويری برای همه کلاسهای دبستان دارای چهار گام یا مرحله عملی و هدفهای هر گام، تنظيم شده است.
با توجه به آن که موسه دستنامهای برای سهیم شدن مجموعه کتابهای تاریخ ادبیات کودکان ايران با کودکان و نوجوانان تهيه کرده است، در کارگاههای خواندن خلاق فعالیتهای گوناگونی با هدف بسط و گسترش مفهوم درس، تقویت روحیه پژوهشگری و پژوهش و کار گروهی عملی، به آموزگاران پیشنهاد میکند که برای سه مقطع دبستان، راهنمايی و دبیرستان در درون فارسی، تعلیمات اجتماعی، ادبیات، تاریخ ادبیات، تاریخ مفید خواهد بود. تا تاریخ ارائه اين گزارش، گروه ترويج موسسه ما سه تجربه کارگاهی برای بزرگسالان و دو تجربه کارگاهی برای دانشآموزان دبستانی داشته است. هم تجربههای کارگاهی بزرگسالان و هم تجربههای کارگاهی دانشآموزان برای ما دستاوردهای سودمندی داشتهاند و البته در هر کارگاه در سنجش با کارگاههای پیشین، کوشیدهايم نارساییها را کمتر و آگاهيهایی را که در اختیار ميگذاریم بیشتر و مفیدتر کنیم. یادآوری اين نکته لازم است که کار با دانشآموزان به راستی هم ما و هم خود آنها را به هیجان ميآورد و به همه ما انرژی بیشتری برای ادامه کار میدهد. اگرچه کارگاهها به پيشنهاد مناطق آموزش و پرورش و درخواست کتبی آنان برگزار ميشوند، یادآوری و تاکید میکنیم چنانچه آموزگاران نخواهند و اراده نکنند، کارگاه های ترویج پربار نخواهد شد. زمانی این کارگاهها میتوانند مفید باشند که آموزگاران به قصد رفع مشکلات آموزشی خود و با نگرشی مثبت داوطلبانه در اين نشستها شرکت کنند.
لازم به یادآوری است که دستنامهی تاریخ ادبیات کودکان ايران که اکنون به زير چاپ رفته است، به زودی در اختیار دوستان مروج قرار خواهد گرفت تا بتوانند از آن برای کار با دانشآموزان استفاده کنند. در اين کارگاهها برای آشنایی کلی شرکتکنندگان با مفهوم خواندن خلاق، مقالهای تهيه و در اختيار آنان قرار گرفت. متن کامل مقاله را در اينجا میتوانيد بخوانيد IRHCHL - دوشنبه ١ اسفند ۱۳۸۴
گزارش ترویج تاریخ ادبیات کودکان ایران در دبستان پسرانه شهید باهنر – منطقه ۱
طبق برنامهریزی قبلی، گروه ترویج با بهرهگیری از دستنامهی تطبیق درسهای کتابهای درسی با موضوعهای همسان در مجموعهی تاریخ ادبیات کودکان ایران، درس "دوست بزرگ بچهها" را در سه کلاس چهارم و درس «نمایش» را در دو کلاس پنجم برای کار ترویجی با تاریخ برگزیدند و با حضور آموزگار کلاس و کتابدار مدرسه، با بهره گیری از مطالب و تصویرهای کتاب تاریخ دربارهی جبار باغچهبان – دوست بزرگ بچهها - به پرسش و پاسخ از دانشآموزان دربارهی دوستان بزرگسال بچهها پرداختند و سپس با بسط و گسترش پاسخها به اطلاعات و دادههای کتاب تاریخ، نشان دادن تصویرهایی از پیش دبستان «باغچه اطفال» گفتوگو دربارهی فعالیتهایی که در این پیشدبستان انجام میشد، خواندن چند شعر از جبار باغچهبان، دادن اطلاعاتی درباره آموزش ناشنوایان و فعالیتهای باغچهبان در این زمینه، و خواندن بخش کوتاهی از زندگینامه او، بردانستههای دانش آموزان از جبار باغچهبان افزودند.
در کلاس پنجم پس از معرفی خود با پانتومیم – به عنوان گونهای نمایش- پیشهی خود را به دانش آموزان شناساندند. آن گاه با پرسش و پاسخ دربارهی انواع نمایش در دورههای مختلف تاریخی، پاسخهای دانشآموزان را با بهره گرفتن از مطالب و تصویرهای کتاب تاریخ ادبیات کودکان بسط و گسترش دادند و متن برگزیدهای از این کتاب درباره نمایش "رستم وسهراب" را که در دهه ٣٠ در تهران از سوی کودکان اجرا شده بود، خواندند. با معرفی "عمو زنجیر باف" و "لیلی حوضک"، دو بازی نمایشی قدیمی، دانش آموزان خود به خواندن بخشهای کوتاهی از بازی- نمایش اول و گونههای مختلف "لیلی حوضک" پرداختند. مشارکت و دقت دانش آموزان در هر چهار کلاس چهارم و پنجم تحسین برانگیز و دلگرم کننده بود.
IRHCHL - سه شنبه ٦ دی ۱۳۸۴
گزارش سفر به اهواز برای ترویج تاریخ ادبیات کودکان ایراندر تاریخ ۱٣ مهر ۱٣٨٤ به دعوت سه نهاد غیردولتی اهواز: انجمن فرهنگی سایه، خانه سبز، دستهای سبز و پشتیبانی مالی موسسه فرهنگی ورزشی دیهیم برای سخنرانی «نخستین جشنواره فرهنگی هنری کودک» به اهواز رفتم. کار ترویج تاریخ ادبیات کودکان را با استفاده از اسلاید و سخنرانی در حضور گروهی از علاقهمندان به ادبیات کودکان انجام دادم. در محوطه بیرونی مکان برگزاری جشنواره، در کنار موسسه فرهنگی – ورزشی دیهیم نمایشگاه کتابهای «تاریخ ادبیات کودکان ایران»، «فارسی آموز ادبی» «واژه نامه چیستانی – تصویری» و شناخت ادبیات کودکان: گونهها و کاربردها از روزن چشم کودک» به سرپرستی خانم نیکودخت سجادی، مروج ما در اهواز و چند تن از دوستان ایشان بر پا شده بود. عنوان سنخرانی من، «نگاهی به تاریخ ادبیات کودکان» بود. کمابیش هیچ یک از شنوندگان سخنرانی، کتاب ما را نمیشناختند. پس از نمایش هر اسلاید، درباره موضوع اسلاید، توضیح دادم و پیش از توضیح درباره آنها از شنوندگان میخواستم که در صورت آگاهی از موضوع، درباره آن سخن بگویند. من تا به حال به این شیوه کار ترویج انجام نداده بودم. برایم تجربه سودمندی بود. گمان میکنم سود جستن از اسلاید، همراه با سخنرانی گیرایی کار ترویج را بیشتر میکند، زیرا پس از پایان سخنرانی، شنوندگان از شنیدن و دیدن برخی مطالب و تصویرها درباره تاریخ آموزش و پرورش و ادبیات کودکان و پیشگامان این مقوله، به هیجان آمدند و پرسشهایی در این زمینه از من کردند. سپس به پیشنهاد خانم سجادی به نمایشگاه کتاب رفتیم و این بار البته، پس از آگاهی یافتن از کیفیت کتاب تاریخ و دیگر کتابهای نشر چیستا، به نظرم از سوی مردم توجه و علاقه بیشتری نشان داده شد. در این سفر همچنین همراه خانم سجادی مروج ما در اهواز که آموزگار کودکان کمتوان ذهنیاند و با آنها کتابهای فارسی آموز ادبی و واژهنامه چیستانی – تصویری کار میکنند، به کلاسهای مدرسه آموزش استثنایی پسرانه محل کار ایشان رفتیم. خانم سجادی از بچهها خواستند چند داستانک از فارسی آموز ادبی بخوانند. سپس به کار با واژهنامه چیستانی – تصویری پرداختند. دانشآموزان بخشهای پیشین را کمابیش از بر بودند و به بسیاری از چیستانهایی که هنوز با آنها کار نشده بود نیز گاه همان بار اول و گاه پس از راهنمایی بیشتر پاسخ میدادند. به نظر من کار با واژهنامه چیستانی – تصویری به بچهها هیجان و شادی بخشیده بود و برای پاسخ دادن به رقابت با هم میپرداختند. تنها مشکل دوزبانه بودن دانشآموزان (عربی و فارسی) در پاسخ و درک آنها اختلال ایجاد میکرد که با کمک بردبارانه و مهربانانه خانم سجادی و راهنمایی و توضیح بیشتر ایشان، دانشآموزان به پاسخ نزدیکتر میشدند. این دیدار هم تجربهای تازه برای من بود و میتواند در فعالیتهای ترویجی آینده به کار همه ما بیاید. دیگر سخنرانان این برنامه علی اشرف درویشیان؛ محمدبهارلو، استاد حسین دهلوی، فاران حسامی، امین فقیری، اسماعیلی پور و دکتر فاطمه قاسم زاده بودند که درباره «حاشیهای بر ادبیات کودکان»، «معناشناسی»، «قصههای عامیانه کودک»، «موسیقی کودکان»، «کودک آزاری» و «موانع تحقق حقوق کودک» سخن گفتند. IRHCHL - چهارشنبه ۲۰ مهر ۱۳۸۴ تاریخ ادبیات در سوئدروز جمعه ٣٠ سپتامبر جلسه دیدار و گفتوگویی در كتابخانه یئلبو شهر یوته بری سوئد با حضور ایرانیان مقیم آن شهر و ٤ نفر از اعضای شورای كتاب كودك و موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات كودكان پیرامون پژوهشهای انجام شده در زمینه ادبیات كودكان و نوجوانان ایران و نقش شورای كتاب كودك و موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات كودكان در این زمینه برپا شد. برگزاركنندگان این جلسه كانون پژوهش فرهنگ ایران با همكاری كتابخانه یئلبو، انستیتو سوئد و آ.ب. اف. بودند. IRHCHL - چهارشنبه ۲۰ مهر ۱۳۸۴ برنامه كارگاه ترویج تاریخ ادبیات كودكان ایران ٩ شهریور ۱٣٨٤
روز چهارشنبه ٩ شهریور ماه، گروهی از مروجان تاریخ ادبیات کودکان ایران از شهرهای تهران، اصفهان، شیراز، کرمان و اهواز در دفتر موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان در تهران گرد هم آمدند تا تجربه های خود را در اختیار یکدیگر بگذارند و برای ادامه کار در سال تحصیلی آینده راه های تازه تری را جستجو کنند. این کارگاه در دو بخش صبح و بعدازظهر پیرامون تاریخ و آموزش خلاق کودک محور انجام شد. بحث پیرامون ترویج تاریخ از ساعت ٩ صبح آغاز و تا ساعت یک بعدازظهر ادامه داشت. مروجان بر این باور بودند که آموزگاران و مربیان با مطالعه تاریخ ادبیات کودکان و کسب دانش کافی از سیر تحول جایگاه کودک و آموزش و پرورش در ایران می توانند فعالیت های گوناگونی را در مراکز پیش دبستانی، دبستان ها، راهنمایی ها و دبیرستان ها برای کودکان و نوجوانان تدارک ببینند و آن ها را از کودکی با موضوع تاریخ، درک شباهت ها و تفاوت ها و در نتیجه اندیشه انتقادی آشنا کنند. متن کامل صحبت ها را در این بخش می توانید دنبال کنید: عاطفه سلیانی: میخواهم سخنم را چنین آغاز كنم: اصلا چرا ما میخواهیم كتاب تاریخ ادبیات كودكان ایران، فارسيآموز ادبی و واژهنامه چیستانی مصور را ترویج كنیم. نخست چون هر پژوهشی هدفی دارد هدف پژوهشهای ما فرهنگسازی میان كودكان و نوجوانان، و شناساندن گذشته و میراث تاریخی و فرهنگی ایران در مجموعه تاریخ ادبیات و ترویج آموزش كودك محور و خلاق برای رهایی كودكان از مدار بسته آموزش پرورش رسمی و معلم محور در واقع به شكل یك آموزش موازی، در كتابهای فارسيآموز ادبی و واژهنامه چیستانی- تصویری است. به ویژه این موضوع دارای اهمیت خاصی است، زیرا كودك در یادگیری، به شادی و لذت و موضوعهای روز نیاز دارد، نه پندآموزی و كلیشه و متون كهنه. بنابراین كتاب باید دست مخاطب اصلی آن برسد، یك گروه از مهمترین مخاطبان ما كودكان و نوجواناناند، اگر چه ممكن است ارتباط با آنها با واسطه و میانجی باشد. پژوهش ما یكی از اولین پژوهشهای گسترده در زمینه تاریخ ادبیات و آموزش و پرورش و دیگر گسترههای مربوط به كودكان است، مثل جایگاه كودك، بهداشت و كار و حقوق كودك، ادبیات قومی و مذهبی بيتوان این پژوهش را یك پژوهش ملی نامید. بنابراین نباید در چارچوب تهران به عنوان پایتخت، آن هم تنها در مكانهای خاصی محدود بماند باید فراتر برود و به دست اقوام و كیشها و ساكنان دیگر شهرهای سرزمین ایران برسد. گروه دیگر مخاطبان ما خانوادهها هستند كه وظیفه دارند فرزندانشان را با تاریخ زادبوم و به ویژه وضعیت خود آنها در روند تاریخ ایران آشنا كنند. به نظر میرسد آموزش و پرورش مهمترین آماج ما برای دستیابی به مخاطبان باشد. زیرا كودك بیشتر وقت خود را در مدرسه میگذراند و آگاهيها و دانش خود را از مدرسه و معلم میگیرد، بنابراین باید هم معلم و كتابدار مدرسه را با این مجموعه آشنا كرد و هم از طریق آنها، دانشآموزان را. البته ما گروه مخاطبان دیگری هم داریم كه كارشناسان و دستاندركاران ادبیات كودكاناند و بیشتر باید به این مجموعه از جنبه ارزیابی نگاه كنند. برای ترویج، روش و ابزار و مروج لازم است. با سخن گفتن درباره این كتاب به طور پراكنده و در محافل روشنفكری نمیتوان به هدف فرهنگسازی و آگاهی بخشیدن رسید. به یقین چنین روش ترویجی ناتمام و ناكام خواهد بود. بنابراین باید گروهی برای این كار تشكیل داد كه به شكل روشمند و برنامهریزی شده، این كتابها را ترویج كند. وقتی از ترویج حرف میزنیم منظور تبلیغ نیست، اگر چه تبلیغ یك كالای فرهنگی هم در جای خود كار ارزشمندی است و اصلا یكی از اهداف ترویج كتاب هم فروش آن است. معنای ترویج از نظر گروه و موسسه ما، بردن فرهنگ به میان مردم و فراگیر كردن آن است. بنابراین باید كار ترویج را با قدرت، اعتماد به نفس و اطمینان به ارزش آن انجام داد. برای ترویج همانطور كه گفته شد، برنامه و روش لازم است. به نظر ما مهمترین عنوانهای این برنامه: مطالعه مجموعهها از سوی مروجان با دقت و وسواس كافی، مخاطبشناسی، مكانیابی، تنوع در روشهای ترویج، پیگیری و استفاده از ابزار گوناگوناند. برای هر گروه مخاطب، شیوهای از ترویج مؤثر و مفید است كه ممكن است برای گروه دیگر گیرا نباشد. باید ویژگيهای هر شهر استان و منطقه، را شناخت. از زبان، فرهنگ، پیشهها، مذهب و اقوام، سنتها و آداب و رسوم گرفته تا تعداد مدارس هر مقطع، كتابفروشيها كتابخانهها و انجمنهای ادبی و فرهنگی، نشریهها، فرهنگسراها تشكیلهای غیردولتی، رسانههای جمعی، آنگاه با توجه به لایههای گوناگون تاریخ ادبیات كودكان یا متنهای فارسیآموز و واژهنامه چیستانی- تصویری به ترویج برای مخاطبان باید متنوع داشته باشد. ما برای یك مخاطب زرتشتی از بخشی كتاب استفاده میكنیم، برای مخاطب ارمنی از بخش دیگری. برای آذريها یا كردها هم همینطور. در یك انجمن ادبی از لایهای از كتاب استفاده میكنیم. و در یك انجمن زیستمحیطی از بخش دیگری از آن در یك كتابخانه به جنبه مستند و پژوهشی كار اشاره خواهیم كرد و در یك بنیاد مذهبی به بخشهای مربوط به اسلام زرتشتیان ارامنه، آسوریان و نظریهپردازان اسلامی و دیگر مذاهب كه درباره كودك نظر دادهاند. در ایران به شیوهای از فارسيآموز ادبی و واژهنامه چیستانی- تصویری بهره خواهیم گرفت و در خارج از ایران با هدفها و گونههای دیگر. موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات كودكان، با توجه به نزدیك شدن به پایان كار پژوهشی خود، امسال آماج فعالیت خود را ترویج مجموعه كتابهای تاریخ ادبیات كودكان، فارسيآموز ادبی و واژهنامه چیستانی- تصویری قرار داده است. برای این كار، گروه تازهای با یك هسته اصلی و همكاران پیرامونی تشكیل شده و برنامه سه ماههای برای خود تدریس كرده است. سایت ترویج هم كه ویژه تماس گروههای ترویج تهران با شهرستانهاست راه اندازی شده است. هر گروه مروج چه در تهران و چه در شهرستانها، به شكل مستقل و با روشهای و ابتكارهای ویژه منطقه خود فعالیت خواهد كرد. پیشنهاد ما این است كه یكی از هدفهای بنیادی، مروجان هر سه كتاب، پیدا كردن افراد علاقهمند و تشویق آنها به همكاری با ترویج تاریخ و فارسيآموز ادبی و واژهنامه چیستانی باشد میتوان از خود بچهها هم برای ترویج كمك گرفت و از آنها گروه ترویج تشكیل داد. كه البته افزون بر انگیزه فرهنگی، پاداش مادی حاصل از فروش كتاب هم میتواند در پشتكار و پیگیری آنان موثر باشد و باید هم چنین باشد. تقاضای ما از همه شما این است كه ما را از خود بيخبر نگذارید. به سایت تاریخ و سایت ترویج پیوسته مراجعه داشته باشید. در آن بنویسید و نظر بدهید و انتقاد كنید. دیگر مروجان را از مشكلات و كامیابيهايتان آگاه كنید و بگذارید همه ما كار ترویج یا به سخن بهتر كار فرهنگسازی را در اندازه و توان خود در شهرها و روستاهای ایران بهتر پیش ببریم.
قریشی از اصفهان: بد نیست من هم در مورد كاری كه ما با تاریخ ادبیات در اصفهان كردیم صحبت كنم. برام جالب این بود كه تمام روشها ابزارها و شیوههایی را كه خانم سلیانی تئوریزه كردند ما به صورت عمل پیاده كردهایم آدم وقتی وارد عمل میشود مجبور میشود فكر كند و راهها و ابزارهای مناسبش را پیدا كند. یكی از كارهای ما اینكه ارتباط گرفتن با چند N.G.O اصفهان است كه ما خودمان هم در آنها عضو هستیم زنان دوستدار شاهنامه، طبیعت یاران و انجمن كتابداران. ما در جلساتی كه آنها دارند این كتابها را معرفی میكنیم محافل دوستانه هم همینطور یعنی تقریبا من به هیچ مهمانی بدون كتاب نمیروم ممكن است از ۱٠ – ٢٠ نفر مهمانها ۱٥ تاشان كتابها را دیده باشند ولی من به خاطر آن ٥ نفر حتما یكی دو دوره بر میدارم و با خودم میبرم. دوستان ما هم همین كار را میكنند كه این كار را به خاطر بنیاد پژوهشی؛ نه به خاطر كسانی كه كتابخوان بشوند بلكه به خاطر فرهنگ مليمان، و به عنوان یك وظیفه فرهنگی انجام میدهیم و باید جز رفتارهای روزانهمان این باشد كه به هر كسی میرسیم این كتابها را معرفی بكنیم كار ما خیلی جواب خوبی داد. ما در ارتباطهای اولیه فقط صد دوره از كتابها را فروختیم. یك لیست دارم وقتی جلد بعدی میاید میروم سراغ این لیست. افرادی كه جلدهای قبلی ما را خریدهاند میروم سراغشان و میگویم شما دفعه گذشته ٥ دوره گرفتهاید. این ٥ تا جلد جدید آمده است. یك اینجور روابط داریم، از جنبه رابطه روحی خیلی كار كردیم، از ابزارش استفاده كردیم، ابزار خیلی خوبی هم بود. شاید بعضيها هم در مهمانيها دچار محظور میشوند. خب اشكالی ندارد. ما برای هزار و یك كار دچار محظور میشویم، اشكالی ندارد برای خرید كتاب ادبیات گرفتار محظور شویم. به همه میگوییم یك دوره از این كتابها را برای بچههايشان بخرند به زنش میگوییم میبینیم نمیخرد میرویم به شوهرش میگوییم این كار فرهنگی است. درست نیست این كتابها خاك بخورند. با هر كسی به شیوهی خودش حرف میزنیم شاید به یك نفر بگوئیم وظیفه ملی است انگیزهاش بیشتر شود، به یكی مثلا بگویم برای بچهاش لازم است. در یك خانه میرفتم تدریس خصوصی میكردم به شاگردم گفتم این كتابها را بخرد میدانم كه هیچ انگیزهای نداشت فقط به خاطر من خرید بعد كه كارم تمام شد دیدم بچهها نشستهاند دارند لالایيهایش رمیخوانند. و مادر هم خوشحال بود از این كه بچهها به جای تلویزیون كتاب میخوانند. این شیوه یكی از ابزارهای ما بود. ما از ابزار نمایشگاه هم بسیار استفاده كردیم. یعنی در سال گذشته انجمن دوستداران كتاب حدود ٣٠ نمایشگاه در مدارس گذاشت. حالا از هر روشی استفاده میكنیم مثلا خانم غروی در انجمن اولیا و مربیان مدرسه فرزندشان انتخاب شدند به مدیر مدرسه كمك كردند. از این طریق ما مثلا كلاس كتابخوانی در سال گذشته در مدرسه گذاشتیم و ترویج كردیم در زمینههای مختلف، در نمایشگاهها، مراسم پایان سال تحصیلی مهد كودك حتما خانم زیدانی گروهشان حاضر میشود هر آشنا و دوستی را كه ببینیم حتما با آنها ارتباط ایجاد میكنیم تا بتوانیم یك نمایشگاه در مدرسهشان بگذاریم یك ابزار دیگری كه ما استفاده میكنیم كلاس معلمها بودند معلمها بالاترین كار را میتوانند بكنند این كار را ما به چند طریق انجام دادیم، مثلا من در یك مدرسه راهنمایی درس میدهم سالهای قبل میرفتم و میگفتم این كتاب تحقیق دانشآموزان خوب است بچهها گاهی مراجعه میكردند اما امسال به كلاس اوليها گفتم میخواهم ساعت خلاقیت ادبيتان ادبیات شفاهی برایتان بگویم. اسم این كتاب را هم نیاوردم. هر جلسهای كه در هفته با آنها داشتم كتاب را دستم میگرفتم و به كلاس میرفتم. بعد شروع می كردم ادبیات شفاهی را كار كردن البته چند سال پیش گزارش خانم رشید فرخی كار خانم شقایق را خواندم. واقعا از شیوه كار ایشان پرواز كردم، اما ایشان در آمادگی كار میكنند، ما در راهنمایی كمی شیوه كار را تغییر میدهیم. روش ما این است كه اول میرویم لالایی میخوانیم از بچهها میپرسیم كه چه احساسی پس از خواندن این لالایی پیدا كردهاند. آنها شروع میكنند به توضیح دادن. بعد میگویم كسی لالایی بلد است بیاید و بخواند میاید و میخواند بعد میگفتم خب حالا فكر میكنید چرا لالایی میگفتند. یك مقدار هم اطلاعات علمی درباره لالایي علمی میدهیم از كتاب به آنها میدهیم دلایل لزوم داشتن درباره آنها را هم از روی احساسهای خودشان در میآوریم. مثلا میگویند احساس كردم شما ما را خیلی دوست دارید. احساس كردیم كه هیچ خطری ما را تهدید نمیكند. و شما هوای ما را دارید. آنوقت از اینجا به مقوله میرسیم. معمولا كلاس نشاط و تحرك پیدا میكندو خود آدم هم به نشاط مياید. بعد میگویم فرض كنید برای برادر كوچكتان، خواهر كوچكتان یا بچهتان لالایي میگویید. خودشان لالایی می سازند. ما یك سری لالایي بچهها را جمع كردیم. آنوقت میگویم حالا بخوانید همه را میخوانند و از همدیگر چیزهایی یاد میگیرند بعد میگویم خب حالا بروید جلسه دیگر پیش پدربزرگها مادربزرگهایتان و هر چه لالایی بلندند بنویسید و بیاورید. بعد آنها را جمعآوری میكنیم دو تا دفترچه ما داریم كه رویش شیرازه میزنیم و مینویسیم لالایيهای ساخته كلاس فلان این باعث شد كه وقتی ما در آبان ماه نمایشگاه كتاب گذاشتیم در مدرسه ما حدود ٥٠ جلد اول تاریخ فروش رفت. قسمت كتابهای تاریخ ادبیات به دلیل حجم و كیفیت و اینها جوری است كه بچهها كمتر میتوانند با پول تو جیبيشان بخرند. آن است كه مثلا جلد ۱را بسیاری از بچهها خریدند. به ما گفتند خانم چه جوری میتوانیم كتابها را بخریم گفتم ماهی یك جلد را بخرید، هر دو ماه ۱ جلدش را بخرید. بسیاری از بچههای مدرسه ما با پول تو جیبيشان هر دو ماه یكبار میایند كتابها را میخرند یكی روش دیگر كه استفاده كردیم دیدار «گفتوگو» پدر و مادرهاست. معمولا پدر و مادرها با معلم رودربایستی دارند. دلشان هم میخواهد برای معلم كاری بكنند. ما از این حالت حسن استفاده كردیم، به این ترتیب كه گفتیم بچهها هر كس مادرش معلم یا مدیر مدرسه است. موسسه فرهنگی دارد یا جایی هست كه میتواند این كتاب را ترویج كند، بروید كتابها را معرفی كنید. اهمیتش را هم توضیح دادیم كه گفتیم كه الان این موسسه پژوهشی مشكلات مالی دارد. گفتیم ببینید آدمهایی رندگيشان را روی این مجموعه گذاشتهاند ما وظیفه داریم كه این كتابها را ترویج كنیم به مادرهایتان بگویید. بازدهياش هم خیلی خوب بود، چون بسیاری از مدیرها و معلمان مدارس، داریم برای خرید مراجع كردند و مجال دادند ما برویم در مدرسههايشان نمایشگاه بگذاریم یك روش دیگر كه ما استفاده میكنیم روش سخنرانی است ما در هر جمعی كه حاضر باشند ما را بپذیرند ۱٠ دقیقه ٥ دقیقه حتی ٣ دقیقه و كتابها را معرفی میكنیم این هم خیلی بازدهی خوبی دارد چون ما وقتی كتابها را معرفی میكنیم خانم زیدانی بیرون میز می گذارند و پس از معرفی ما از ایشان سراغ كتابهای كه معرفی شده را میگیرند. یك تبلیغ داشتیم برای مدرسه غیرانتفاعی داشتیم در نمایشگاه آگهی آن را دستم دادند. گفتم آقا اگر شما میخواهید مدرسه غیرانتفاعی بزنید و میخواهید كار جدید بكنید، این مجموعه تاریخ است. شماره تلفن من را گرفت. بعد گرفت كه در مورد ادبیات صحبت كنید. من هم كتابها را با خودم بردم و ضمن اینكه درباره ادبیات و نقش دیگر صحبت میكردم كتابها را بردم بالا گفتم ببینید این كتابها درباره ادبیات است جلسه كه از مدیران مدارس و مادران بچهها تشكیل میشد مراجعه كردند و شماره گرفتند حالا ممكن است از آنها ٥٠ نفر مراجعه بكنند و ۱٠ نفرشان پیگیر كار بشوند. ولی همان هم در جامعهای مثل جامعه ما خیلی خوب است. ما مثلا در همایش انجمن كتابداران در همایش انجمن كتابداران، ما با آنها با عنوان بچهها كتاب همكاری كردیم یك روز صبح نمایشگاه و كارگاه گذاشته بودیم، كارگاههای مختلف كتابسازی، نمایشگاه كارهای خلاق، كتابخوانی بچهها را مسئول گذاشته بودیم خانم زیدانی هم نمایشگاهشان را با تاریخ ادبیات برپا كرده بودند ما آنجا توانستیم به استادان دانشگاه و به كتابداران این كتابها را معرفی بكنیم و بازده این كار بالاخره در دراز مدت میتواند خیلی مفید باشد. در باغ بانوان من یك كلاس شاهنامهخوانی و حافظخوانی هم برای خانمها دارم. ببخشید خانم قریشی میتوانید در مورد باغ بانوان توضیح بدهید. باغ بانوان مركز فرهنگ و تربیتی بانوان است. موقعیتی پیش آمد كه مسئولان باغ با ما آشنا شدند كه كلاس حافظخوانی و شاهنامهخوانی برای خانمها گذاشتیم. این كار فرهنگی خوب گرفت. یكسری از زنهایی از محلهای نسبتا محروم اصفهان و یك عده از خانمهایی كه كلاسها دور بر خانهشان بود آمدند آنجا حافظ خواندن و به شاهنامه علاقهمند شدن و یك سال شاهنامهخوانی میكنند. یك سال كلاس حافظخوانی و مادر آنجا بحث و گفتوگو میكنیم، در همین كلاس هم درباره تاریخ ادبیات یا فارسيآموز صحبت میكنم خب بین اینها كسانی پیدا میشوند كه بگویند كجا میتوان این مجموعه را پیدا كرد. میگویم از دفتر انجمن یا اگر بخواهند بعد برايشان میبرم. باغ بانوان هم یك سری ارتباطات برای ما ایجاد میكند كه طبیعتا ما در این روابط كتاب را ارائه میدهیم در مجموعه كار ما این است كه صد در صد بخرند چون بعضيها فرهنگ پول بابت كتاب دادن ندارند ما میگوییم بگذار بشناسدش، حالا هر وقت پولش را داشت میخرد و یك نكته دیگر اینكه ما خرید كتابها را قسطی كردهایم، یعنی خانمهای خانهدار میایند كتاب میخرند مثلا بهای جلد اخیر دو نوبت یا سه نوبت میایند میدهند. ما هم ازشان میگیریم و یادداشت میكنیم. خانم زیدانی در هیئت مدیره انجمن ما مسئول تشكیل كمیته ترویج شدهاند. و اسمش را گذاشتیم كمیته ترویج موسسه پژوهشی.
مریم زیدانی مسئول کمیته ترویج موسسه از اصفهان: پیش از این در زمینه فروش تاریخ ادبیات با نگرش ترویجی- به مناسبتهای مختلف و روزشمار مناسبتهای كودكان- هفته كتاب و كتابخوانی- از هر فرصتی كه آموزش و پرورش و بافت سنتی اصفهان اجازه می داد برای گذاشتن نمایشگاه استفاده میکردیم . به مناسبتهای مختلف با جمعیت دوستداران محیط زیست(طبیعت یاران) مثلا در روز قلم در معرفی زنان پیشرو یكبار معرفی خانم صدیقه دولتآبادی از تاریخ- در روز ٨ مارس پارسال اولین اجازه برای جشن در باغ بانوان معرفی شد. در عرصه حقوق كودك مهرانگیزمنوچهریان در زمنیه آموزش و پرورش نوین فعالیت های خانم باغچهبان را در ارتباط با شوهرش- امسال به شكل گسترده در ٨ مارس در مكان سازمان ملی جوانان معرفی کردیم و ده نفر از ما كتاب خواستند كه قسطی فروختیم. در همایش حقوق كودك در هلال احمر نیز نمایشگاه كتاب گذاشتیم. در همایش كانون وكلا نیز با استفاده از نشریه حقوق كودك، نمایشگاهی در محل كانون وكلا گذاشتیم و تاریخ را به عنوان مرجع معرفی كردیم. همچنین در همکاری با انجمن كتابداران اصفهان و دوستداران محیط زیست ، نمایشگاه و كارگاههای قصهخوانی داشته ایم. قرار است با موسسه غیر دولتی طبیعت یاران به مدارس و مهدها برویم و تاریخ ادبیات را ترویج كنیم. در دانشكده علوم تربیتی هنگام سخنرانی خانم انصاری قرار شد كتابها را ببریم و بفروشیم . در كلاس موسیقی خودم هم این كتابها را معرفی كردهام. خانم قریشی از مسئولین انجمن دوستداران کتاب اسفهان : در جلسات آموزش خانواده هم در آموزش و پرورش همكاری داریم و از بخش تربیتی تاریخ در آنجا هم استفاده كرده ایم. خانم خرمی پایگاهی در مجتمع مسكونی با ۱٣-۱٤ بچه كتابخانه و كلاس ترتیب دادهاند. خانم زیدانی بخشی از كتابخانه خود را به محوطه انتقال دادهاند. با ٩ بچه ادبیات شفاهی را از تاریخ شروع كردهاند كه همه در مقطع راهنمایی هستند. ادبیات شفاهی را تدریس میكنند و در كنار بخش تئوری كار عملی هم به بچهها میدهند.
آزاده رشید فرخی از همکاران موسسه در كرمان : به عنوان مربی مهدكودك و آمادگی اولین بار در مهد مهرآئین، تاریخ ادبیات كودكان را با کودکان كار كردم. در آبان ماه پارسال در مهد مهرآئین نمایشگاه كتاب ترتیب دادیم. هر كسی را كه از جلوی غرفه تاریخ رد میشد، صدا میكردم و كتابهای تاریخ را معرفی میكردم. در آن یك هفته ۱٥ دوره كامل و ٣ تك جلدی فروختم.- پس از آن با چند مهد كودك شروع به كار كردم و كتابها را معرفی كردم. با ٢ ناحیه آموزش و پرورش كرمان مذاكره كردم. (در دی ماه) به من اجازه تدریس كتاب را دادند. دلم میخواست از مدارس نمونه دولتی شروع كنم. در ٢ دبستان دخترانه و یك پسرانه شروع به كار كردم. از كلاس اول تا پنجم. در كلاس پنجم تاریخ را با زنگ انشا تلفیق كردم. ٢٥ دقیقه با تاریخ و ٢٥ دقیقه انشا كار میكردیم. لالایيها برای بچههای كلاس اول و دوم بسیار جذاب بودند. به طوری كه من به خانم لالایی معروف شده بودم. معنای ادبیات شفاهی برای بچههای كوچكتر را به شکل ساده و برای كلاسهای بالاتر به شکل كاملتر توضیح میدادم. در اسفند ماه به جشن سبز در یك دبستان كودكان استثنایی دعوت شدم. نزدیك به ٥/۱-٢ ساعت این بچهها آرام و بيصدا نشسته بودند و من از تاریخ ادبیات كودكان لالایی و ترانه متلها از جمله «بیا یك بیا یك بیا یك یاری دارم» را میخواندم و از من خواستند كه باز هم با این مدرسه كار كنم. كار من در این مدرسه یك ماه و نیم طول كشید. در مدرسه عادی یك كتاب لالایی از لالایيهای قدیمی درست كردیم و یك كتاب هم از لالایيهایی كه خود بچهها گفتند. برای متلها هم همینطور كار كردیم. بچهها متلها را جمع میكردند، تصویرگری میكردند و كتابسازی میكردند. بازيهای قدیمی كرمان را هم كار كردیم. در نمایشگاه كتاب كرمان در اسفند ماه هم خیلی موفق بودیم. و آمار فروشمان به نسبت بالا بود.
صفایی از تهران: از هر فرصتی به دلیل نوع كارم در آموزش و پرورش برای ترویج تاریخ استفاده میكنم. من به كار ترویج نگاه كلان دارم. من در حال حاضر به معلمان مقطع ابتدایی در مناطق بیستگانه تهران روش پژوهش درس می دهم و در این آموزش از کتاب تاریخ ادبیات کودکان بسیار استفاده می کنم كارشناسان و معلمان اصلا نمیدانند با ادبیات چه كار باید كرد ما باید در سطح كلان این نظر را جا بیندازیم كه با شناخت گذشته میتوان راه را به سوی جلو باز كرد.
فرخسرشت از تهران: من در پی كار ترویج پارسال، از سوی یكی از شركت كنندگان در كارگاه، دعوت به كار در یك دبیرستان دخترانه شدم. در كلاس اول دبیرستان از لالایی شروع كردم. مدیر و ناظم و معاون آموزشی مدرسه هم در كلاسم حضور داشتند. اول بچهها پوزخند میزدند ولی بعد آرامش از چهره آنها پیدا بود. از بچهها پرسیدم كه چه كتابهایی خواندهاند و در پاسخ آنها كمتر كتاب جدی پیدا كردم. همه دوست داشتند كتابهای عاشقانه بخوانند. من به داستانهای عاشقانه در كتاب تاریخ ادبیات كودكان در جلسههای مختلف اشاره كردم. پیشنهاد دادم كه «لیلی و مجنون» و «خسرو و شیرین» را بخوانیم و بچهها پذیرفتند. یك كلاس اول لیلی و مجنون و خسرو و شیرین و یك كلاس اول داستانهای عاشقانه شاهنامه را انتخاب كردند. بچهها خیلی دوست داشتند، برخلاف آنچه فكر میكردم. كار پژوهشی كلاس اول مقایسه بین لیلی و شیرین بود و كتاب هم در این باره به آنها معرفی كردم. به گروه نمایشی كلاس هم پیشنهاد دادم كه از «لیلی و مجنون» و «خسرو و شیرین» نمایش ترتیب دهند و نمایشی اجرا كردند. كلاس شاهنامه هم موظف شد درباره زن در شاهنامه تحقیق كند. گروه شاهنامه كار پردهخوانی از شاهنامه انجام داد. برنامهریزی برای تمام كارهای جشن پایان تحصیلی كه شامل كارهای كلاسهای ما بود، از طرف بچهها انجام شد. از پذیرایی تا نظافت، زندگینامهها هم از تاریخ ادبیات در كلاس من خوانده میشوند، از جمله زندگینامه بهمن بیگی بنیانگذار آموزش عشایری. كتاب تاریخ ادبیات را به كلاس بردم. ٣ دوره كتاب برای كتابخانه خریداری شد. بچهها بسیار مشتاقند از دوره قبل از انقلاب بدانند. یعنی این گسست بین نسل بعد از انقلاب و پیش از انقلاب را پر كنند. من تاریخ را نه به عنوان درس بلكه به عنوان پایه و منبعی برای بحثهای اجتماعی سر كلاس به بچهها معرفی میكردم، از جمله در مورد تبیعض جنسیتی كه از تاریخ ادبیات كودكان استفاده كردم. بهتر است بچهها را به همان زمان زندگی شخصیتی كه از كتاب تاریخ معرفی میكنیم ببریم. ما درباره زندگینامه خانم مهرانگیز منوچهریان همین كار را كردیم. فضاسازی برای آن دوره را انجام دادیم. كار دیگر ما معرفی نویسندگان ایرانی در كلاس بود كه یك مرجع آنها همین تاریخ ادبیات بود؛ از جمله درباره نیما یوشیج.
مقدم از تهران: من امسال تجربه تازهای برای ارائه ندارم. كار من در بخش لالایی و ترانه در بخش ادبیات شفاهی در پیش دبستان است. امسال من در مجتمع خرد مروج كتابخوانی بودم. این ارتباط كمك میكند ما در جهت برنامه درسی مجتمع با تاریخ در زمینه قصهگویی و كتابخوانی كار كنیم در طرح برنامه درسی در نظر داریم فارسيآموز ادبی را هم بگنجانیم. پیشنهاد میكنم در سایت خرید اینترنتی كتاب ایران هم كتاب تاریخ را معرفی كنیم. در معرفی نویسندگان در مدرسه، ما از نویسندگان و شاعران و تصویرگران دعوت میكنیم و پیشنهاد میكنم از خانم قائینی و آقای محمدی هم در این بخش دعوت شود تا خودشان كتاب را به دانشآموزان بشناسانند. كار ما بیشتر ترویج بوده است .
دباغ از تهران: من بیشتر از جلد یك (ادبیات شفاهی) تاریخ استفاده كردهام. ٣ نمایشگاه در منطقه نه گذاشتیم كه تقریبا منطقه ضعیفی است. كتابهای نمایشگاه تاریخ شناخت ادبیات كودك ، از روزن چشم كودك ادبیات كودكان و فارسيآموز ادبی بودند. بچهها به هر حال خرید میكردند. چون لالایيها را سر كلاس خوانده بودم. یكی از بچهها به اصرار از مادرش میخواست كه جلد اول تاریخ را بخرد. اما مادر با دیدن قیمت منصرف شد. به هر حال من با دیدن اشتیاق دختر بچه، گفتم كتاب را قسطی میدهم. در مدرسه جشن بالماسكه گذاشتم. با وجود محدودیت ها، دخترها میل داشتند با لباس مهمانی حاضر شوند. من هم كتاب تاریخ ادبیات، بخش جایگاه دختران را خواندم و یك هفته در كلاس پنجم دبستان روی آن كار كردم. در جلسات آموزش خانواده در منطقه اكباتان در مدرسهها هم افزون بر كتابهای مربوط به خانواده، تاریخ ادبیات را معرفی میكنم و توضیح كامل درباره شیوه استفاده از آنها را می دهم . در یك مورد، جلد اول تاریخ ادبیات كودكان را پسر بچهای میخواست كه پول هفتگی او ۱٠٠ تومان بود. من کتاب را به او قسطی دادم. با حساب پول هفتگی او بازگشت پول خیلی طول میكشید. پسر بچه بعد از چند وقت گفت من دلم برای چیپس و پفك تنگ شده است چون این مدت همه پولم را برای کتاب داده ام. منهم ٥٠٠ تومان به او تخفیف دادم. مادرش خیلی از من تشكر كرد و آرزو كرد روزی بتواند تمام مجموعه تاریخ ادبیات را كه پسرش عاشق آن است، بخرد. درباره مقایسه شیوههای آموزش و پرورش در دورههای مختلف با دوره فعلی هم از كتاب تاریخ كار كردم. خانم قریشی از اصفهان به لزوم انتخاب موضوع گروههای سنی و پایههای مختلف آموزشی از كتاب تاریخ اشاره كردند. گفتند ما كتابها را به بچهها میدهیم تا ورق بزنند و بنویسند كدام قسمت را بیشتر دوست دارند. در این میان استقلال انتخاب بچهها كاملا رعایت میشود. بچهها گروهگروه درباره اینكه چرا موضوع خاصی را انتخاب كردهاند، سر كلاس حرف میزنند. ما موضوعهای انتخابی را یادداشت میكنیم و در هر كلاس به انتخاب موضوعها توجه میكنیم. خانم مقدم، از تهران پیشنهاد كردند كه موسسه پژوهشی بن خرید كتاب تدارك ببیند تا علاقهمندان با تخفیف بتوانند مجموعه تاریخ را بخرند. خانم رشیدفرخی به موثر بودن ایجاد انگیزه مادی در خرید كتاب از سوی مدرسهها اشاره كردند كه باعث شد با تخفیف دادن، ٤٠ كتاب در یك مدرسه خریده شود. زهره قایینی: خانم مهرپرور از اصفهان با انجمن دوستداران كتاب كار میكنند . در ملاقاتی با ایشان ، من به لزوم شناخت گذشته از جمله از راه پرسشنامههای مربوط به مكتبخانه و درگیر كردن كسانی كه با آنها ارتباط می گیریم، اشاره كردم و درباره موزه تاریخ ادبیات كودكان كه امیدواریم بتوانیم راهاندازی كنیم و اسناد و مداركی كه در موسسه جمع شده و متعلق به كودكان ایران است در آن بگذاریم ، با ایشان حرف زدم. خانم مهرپرور به كار ما علاقهمند شدند و من اینجا درباره گردآوری همه آنچه برای این موزه لازم است بار دیگر تأكید میكنم. خانم مهرپرور چند چیز از جمله لباس و لحاف جمع كردند كه برگه شناسایی دارند و در بانك اطلاعات موزه گذاشته میشوند. (با نام تهیهكنندگان و اهداكنندگان آنها) كار در این زمینه با كودكان پیش دبستانی و دبستانی، میتواند به یك كار ملی تبدیل شود و آنها را به شناخت گذشته ترغیب كند. نكتهای كه میخواهم اشاره كنم درباره اندیشههای تئوریك مجموعه تاریخ ادبیات كودكان است كه جدا از كار عملی مروجان نبوده است. نمونه آن كتاب شناخت ادبیات كودكان است كه در كنار نظریهها كارهای عملی آمده است. توصیه و تأكید میكنم كه حتما" همه شما كارهای خود را ثبت كنید. امسال كتابی از نمایشگاه خریدم درباره سهیم شدن تاریخ با كودكان ٣-۱۱ ساله كه وقتی خواندم، دیدم كه خیلی از كارهای مروجان ما وسیعتر و بهتر از آنهاست. اگر كارها ثبت شود و تجربههای شما نوشته شود، قول میدهیم سال اینده از آنها كتابی تهیه كنیم . اگر ما روی مسئله ترویج فكر كنیم و بتوانیم آن را اشاعه دهیم، همانند بسیاری از نویسندگان ادبیات كودكان اروپا و امریكا كه مثل شما مروج بودهاند چیز با ارزشی خواهد شد. تجربههای شما در سایت ترویج ثبت میشود، هر روز یا هر هفته اگر یك صفحه از تجربههای خود را بنویسید، دستمایهای خواهد شد برای كتاب ترویج. فصلهای جایگاه كودك در كتابهای تاریخ را مربیان و آموزگاران باید بخوانند. آگاهی از تاریخچه كودكستانها، شناخت باغچهبان و جایگاه كودك در دورههای مختلف برای مربیان پیشدبستانی ما لازم است. فصلهای سنجشی درباره مقوله كودكی در غرب و در ایران را مربیان ما باید بخوانند. محققان غربی، امروزه میگویند درباره كودك، الگوها در سراسر جهان شبیهاند، اما تفاوتهایی هم وجود دارد. ما را در برخی كتابها جزء كشورهای عربی شمردهاند و اگر تاریخ ادبیات كودكان نوشته نشده بود، هنوز هم جزء كشورهای عربی شناخته میشدیم. مربیان پیشدبستان باید آگاهی كامل از تفاوتهای تربیتی كشور ما با غرب داشته باشد و تفاوتها و تشابهها را بشناسند، تا تفكر انتقادی را از پیش دبستان در بچهها شكل دهید. وقتی عكس ٣ نسل را جلوی بچه بگذارید و درباره آنها به شكل داستانی توضیح دهید، بچهها را با تاریخ آشنا كردهاید. اصلا" آلبوم عكس خانوادگی، میتواند یك كتاب تاریخ باشد. بچه باید تغییر و تفاوت را بشناسد. از عكسهای مجموعه كتاب تاریخ ما میتوان در نمایشها استفاده كرد، یا مثلا" عیديسازی كنند، یا لباسهای دوره مشروطه را بپوشند. نمایش از مكتبخانه از روی عكسهای كتاب ترتیب دهند و اصلا" كلاس را به مكتبخانه تبدیل كنند! این كارها را در پیشدبستان هم میتوان انجام داد و با تشكیل یك شجرهنامه (عكسهای مادر بزرگ، مادر، خود بچه ها، آن ها را با تاریخ آشنا كنند.) یا ماكتی داشته باشند و لباسهای دورههای قبل را به او بپوشانند و حساسیت بچهها را به گذشته بالا ببرند (یعنی پایه تفكر انتقادی را در او تقویت كنند.) کودک هویت فرهنگی خود را به این شكل میشناسد و یأس و سرخوردگی در روح او راه نمییابد.
از ساعت ١٤ تا ١٧ کارگاه به بحث پیرامون دو کتاب فارسی آموز ادبی و واژه نامه چیستانی از آثار محمدهادی محمدی پرداخت و شرکت کنندگان درباره تجربه های نو و بسیار تاثیرگذار خود سخن گفتند. محمدی تاکید کرد هدف از انتشار این دو کتاب معرفی و ارائه یک الگو برای پیشبرد آموزش خلاق و کودک محور است. الگوی آموزش کودک محور که در مقابل الگوی اقتدارگرایانه آموزش و پرورش کنونی قرار دارد، می تواند با فراخواندن کودکانبه مشارکت بیشتر و فعال تر در فعالیت های آموزشی، خلاقیت و استعدادهای کودکان را بارورتر سازد. متن کامل صحبت های محمد هادی محمدی و تجربه های مروجان را در این بخش می توانید دنبال کنید.
محمدهادی محمدی: من سعی میكنم درباره یكی از اهداف موسسه كه با آموزش و پرورش گرهی خورد، یعنی آموزش كودك محور حرف بزنم. ما در نگارش كتاب با نظریههای اندیشمندان آموزش و پرورش جهان و ایران كار كردهایم. چیزی كه بعد از حدود ۱٥٠ سال متأسفانه در لحظه كنونی آموزش و پرورش را گرفتار كرده، یك بحران كلی است. ما وقتی درگیر تفكر و تمدن مدرن شدیم، آموزش و پرورش سنتی داشتیم كه اقتدارگرا بود. مشاركت وجود نداشت. آموزش و پرورش مكتبخانهای در دوره مشروطه عقب نشست و آموزش و پرورش نو جایگزین شد. ما یك دوره بینابینی هم داشتیم. یحیی دولتآبادی، رشدیه و باغچهبان هم از تفكر نو پیروی كردهاند. با ظهور رضاشاه آموزش و پرورش به آموزش و پرورش پادگانی تبدیل میشود. ما نزدیك ٩٠ سال است درگیر آموزش و پرورش پادگانی هستیم كه با نرمش و چشم پوشی میتوان آن را معلم محور خواند. رئیس مدرسه- رئیس پادگان بود، به ویژه در مدرسههای پسرانه مثلا" تراشیدن سر، نشان از نظمیگری دارد. متأسفانه ما در این دوره بلند نتوانستیم این مشكل را حل كنیم. همه این مشكلها به نحوی با آموزش و پرورش مربوط است. جریان دگرگونی در آموزش و پرورش اصلاحگرایانه است و وقت لازم دارد. ادبیات كودكان با خلاقیت سرو كار دارد. ما و نهادها مثل مؤسسه پژوهشی دنیا و دیگر مؤسسههای كوچك در حاشیهایم و تحولی كه ایجاد میكنیم، تحول خرد است. ما بنا به علاقه خود، موضوع آموزش و پرورش را در جلد پنجم شكافتیم، تعریف آموزش و پرورش اقتدارگرا را ارائه دادیم و به آموزش و پرورش مشاركتی برای تغییر در این سیستم اشاره كردیم كه بر فرد قائم نیست، مفهوم دوران كودكی در آن درك میشود. چیزی كه حاصل كار ماست، با مشاركت هم پدید آمده است. شما محصولی را كه ما تولید كردهایم، به میان مردم میبرید. معلمی كه آن را میخواند و دانش آموزی كه كتاب را به او معرفی میكنید هم در این آموزش و پرورش گام به گام شركت میكنند. در آموزش و پرورش اقتدارگرا تفكر وجود ندارد. در جامعه ما تفكر خلاق نادر است. همه اینها ریشه در عدم مشاركت دارد. كار معلم و بچهها در كلاس فقط انتقال اطلاعات است، نه انتقال تفكر. با یكسانسازی كتابهای درسی، اجازه تفكر از بچه در جاهای مختلف و اقلیمهای گوناگون ایران گرفته می شود: اولین اصل آموزش كودك محور داشتن كتابهای منبع است. مدرسه حتما" باید كتابخانهای به مفهوم فنی كلمه داشته باشد و دارای منابعی باشد كه كمك كند روشهای ما پیاده شود. در جلد یك فارسيآموز ادبی كه به چاپ دوم رسیده و واژهنامه چیستانی- تصویری، فلسفه تفكر ما ارائه شده است. از كانت میپرسند روشنگری چیست و او جواب میدهد: شهامت دانستن. در سه سده گذشته اساس فلسفه غرب همین بوده است. باید موانع دانستن را كنار زد و دانستنی را به نقاط مسدود رساند. تفكر خلاق در آموزش كودك محور، یكی از ارزشهاست. در كتابهای ما نه یك محتوای خاص بلكه یك روش خاص ارائه میشود كه ایجاد تفكر خلاق میكند. شكل تفكر، تفكر انتقادی است كه در آموزش و پرورش غرب به بچهها یاد داده میشود تا آن ها بتوانند از حقوق خود در جامعه دفاع كنند. شما هم نوعی از تفكر را صرفنظر از موانع موجود به میان بچهها میبرید. روزی كه ما كار فارسيآموز ادبی را شروع كردیم، خیلی به خارج نگاه نداشتیم. الان فارسيآموز ادبی دارد كتاب اول آموزش در جامعه سوئد میشود. نكتهای كه در این كتابها هست، فاصله گرفتن با آموزش اقتدارگراست. متنهای درس فارسی اقتدارگرا و آموزههای دیگری جز زبان فارسی دارد. در آموزش و پرورش كودك محور، آموزش با بازی همراه میشود. آزادی "پرسیدن" در واژهنامه چیستانی مهمترین مسئله ما بوده است. حس پرسیدن را میتوان با چیستانها تولید كرد. پرسش مبنای تفكر است، این دو را با هم جمع كردن و ارائه دادن استفاده از زبان عاطفی در این واژهنامه رعایت شده است. هدف كلی ما كشیدن خط ممیز بین آموزش اقتدارگرا و مشاركتی است. خود واژهنامه، مشاركتی است. اینها بخشی از ناگفتههایی است كه در مقدمه این كتاب خیلی باز نشده ولی فلسفه كلی كار ما این بوده است. یك استاد امریكایی آموزش فلسفه برای كودكان را مطرح كرده است با عنوان : P FOR ٣٠ Philosophy for children
تجربه های مروجان پیرامون فارسی آموز و واژه نامه: اصفهان: در مورد فارسيآموز همان روشهای تاریخ را استفاده كردهایم. اما چون قیمت كتاب كمتر بود و هم چون پدر و مادرها علاقهمندند چنین كتابهایی برای بچهها بخرند، كار بازده بیشتری داشت. در كلاس مطرح می كردیم كه اگر مادر كسی معلم كلاس اول است یا مدیر دبستان است، كتاب را به او معرفی كند، از این راه كتابها فروخته میشدند یا در انجمنهای اولیا و مربیان و مادران به مدرسه معرفی كنند. تجربه معرفی به معلمان دو برخورد متضاد درپی داشت: برخی آن را وسیله خوبی برای آموزش میدانستند و برخی به علت تغییر روش تدریس آن را رد میكردند. تعداد مدارسی كه كتاب نرفته، خیلی بیشتر از آنهاست كه رفته است. در جشن پایان سال تحصیلی چند مدرسه هر دو كتاب را معرفی كردهایم. مقدمه كتاب را میخواندیم و میگفتیم تعارضی با كتاب درسی ندارد. شیوه كار را توضیح میدادیم و بر آموزش خلاق و پرورش ذهن و هوش بچه تأكید میكردیم. این شیوه اكثرا" موفقیتآمیز بود. در وسایل حمل و نقل كتاب را به بچهها نشان میدهیم و بعضيها درباره آن از ما توضیح میخواهند. گاهی هم در كتابفروشيها مدتها میماند كه زیاد بازده ندارد. كتاب كارورزی فارسيآموز را هم معرفی میكنیم و میگوییم بچه تا كلاس اول را نخوانده داستانها را باید تعریف كند تا گنجینه واژگانش تقویت شود. بعد از پایان كلاس اول میتواند در كتاب كارورزی داستانهای نیمه تمام آن را تمام كند. آزاده رشیدفرخی از كرمان: من در نمایشگاههای كتاب، فارسيآموز را
معرفی كردم و از مقطع سه ساله تا كلاس سوم دبستان بچهها
از این کتاب استقبال کردند. این كتاب دقت و تمركز بچهها را افزایش
میدهد. تجربه خیلی خوب دیگر در مهد مهرآئین، داستانگویی از كتاب
نخودی بود. خود بچهها هم با شخصیت نخودی داستان ساختند و همه با هم یك
كتاب درست كردند. از همین كتاب یك داستانك برای نمایش آخر سال انتخاب و
اجرا كردند. فقط معلمها میپرسند چرا این كتاب با كتاب درسی همگام
نیست؟ در كتاب اول، داستان نیمه تمام داشتیم. اگر این كتابها را با كتابهای درسی كنار هم بگذارید و مقایسه كنید. باید همیشه بحث شیوه آموزش را در دوره آخر بگذاریم. صفایی در پاسخ رشیدفرخی كه ایا میتوان این كتابها را جایگزین كتاب درسی كرد، گفت: "وقتی كتاب درسی شود، دستوری میشود. ما باید به وضعی برسیم كه در كتابهای آموزشی تكثر و تنوع ایجاد شود". چند مدرسه در تهران و كرج با فارسيآموز درس میدهند. اما باید جایگزینی آن با روش اقناعی انجام شود نه با روش دستوری. آموزش و پرورش ما بر مبنای رشد ریاضی و منطقی قرار دارد، نه ادبیات. وقتی به بچه میگوییم باید، باید منطقی پشت خود دارد. كسی كه این حرف را زده در كاناداست و روش آموزش دو كشور را مقایسه كرده است. در نخودی رشد عاطفی مطرح است و همبستگی و همذات پنداری را در كودك با نخودی بر میانگیزد. "مهران فرخ سرشت درباره توجه به رشد عقلانی در كتابهای درسی سؤال كرد كه ایا رشد عقلانی یا رشد هندسی (به گفته آقای محمدی) بهتر است در كنار رشد عاطفی باشد یا نه. در پاسخ، محمدی احضار داشت که فلسفه رشد همه جانبه است. اگر قرار است رشد هندسی باشد باید در كنارش رشد عاطفی هم باشد. اگر احساسات شما درگیر نشود، یعنی خلاقیت در شما نیست. خلاقیت خوشبینی میآورد. كسی كه از لحاظ رشد عاطفی كمبود دارد، بدبین است." سینایی از شیراز : "من چیزی حدود ٢٣٠ هزار تومان كتاب فارسيآموز ادبی و واژهنامه چیستانی – تصویری را در دو ساعت در یك مهد كودك فروختم. به مهدهای دیگر هم رفتم، مثلا" به ٥٠ نفر ٧ كتاب و به ٢٠ نفر ٤ كتاب فروختم. یكی از دوستان كمك كرد و كتاب را در مهد آموزش داد. اما امسال آن مهد از طرف بهزیستی زیر سؤال رفته است. از كتاب فارسيآموز ادبی ٤ درس را كپی كرده بود كه در آمادگی درس بدهد كه اگر نتیجه خوب بود سال دیگر در آنجا كار كند. من كتاب را به صورت امانی به او خواهم داد. وقتی من وارد مدرسه میشوم اول با ترس و سؤال روبرو میشوم كه ایا كتاب از طرف آموزش و پرروش تایید شده است یا نه ولی من پافشاری میكنم. درباره واژهنامه هم همینطور". سجادی از اهواز: "من با این كتاب از طریق یكی از دوستان كه دبیر ادبیات است و در شیراز كتاب را با بچهاش كار میكند، آشنا شدم. كار من با بچههای كمتوان آموزش و پرورش استثنایی است. وقتی این كتاب را دیدم احساس كردم كه این كتاب علاوه بر بچههای عادی برای بچههای كمتوان هم برد دارد به چند دلیل، یكی اینكه بچههای كمتوان قدرت تعمیم دهی پایینی دارند، خیلی زود فراموش میكنند و فقط در حد كتابهای درسيشان است البته كتاب وقتی به دستم رسید كه سال تحصیلی تمام شده بود. اما طرحی در نظر دارم كه انشااله سال اینده پیاده خواهم كرد. این بچهها به داستان خیلی علاقهمندند، حتی ناسازگارترین و بیش فعالترین بچهها در ساعتهای مهارتآموزی خیلی با علاقه به داستان گوش میدادند. من داستانگویی را به صورت میزگرد انجام میدهم. خودم وسط مینشینم و بچهها دورم دستی دور گردن این و دستی روی پای دیگری كه احساس نزدیكی داشته باشند. من آموزش را با داستان همراه میكنم. وقتی این كتاب را دیدم احساس كردم به آموزش خیلی كمك می كند، رنگین بودن حرفها، تكرار حرفها كلمات حاشیه كتاب، چون بچههای استثنایی تفكر انتزاعی ندارند، این كتاب علاقه آنها را به داستان افزایش میدهد و اینكه آنها میتوانند داستانی را تعریف كنند و چیزی بنویسند كه خارج از كتاب درسيشان است و این اعتمادبه نفس آنها را بالا می برد. وقتی بدانند میتوانند داستانی را بخوانند، درك كنند و تعریفش كنند، آموزش میتواند موفق باشد، اعتماد به نفسشان را بالا ببرد در ارتباط با آن با هم حرف بزنند و قدرت تعمیمشان گسترش پیدا كند. این داستانها باورپذیر هستند تصاویر و تلفظها و رنگ قرمز حروف هم جلوی چشمش است. من این كتاب را به بچههای عادی، به معلمان و دوستانم معرفی كردم و بیشتر معلمان استثنایی كتاب را برای آموزش خریداری كردهاند. امسال اگر بشود میخواهیم این كتاب را در یك پایه خاص آزمایش كنیم، یعنی كلاس نمو نه، یك كلاس كنترل و یك كلاس مشاهده و بعد شاگردان هر كلاس را از لحاظ اعتمادبه نفس، قدرت تخیل و خواندن و تعمیمدهی مقایسه كنیم، یعنی یك كار پژوهشی در كودكان كمتوان انجام دهیم. این كتاب یك جور پرورش حداقل توانایی هوشی است و من از این حداقل، توانستهام حداكثر استفاده را بكنم. واژهنامه هم همین جور. خلاقیت یك تفكر واگراست، اما در آموزش و پرورش ما تفكر همگرا حاكم است. مشكل آموزش ما این است كه تفكر همگراست. ولی كتاب واژهنامه تفكر واگرا را تقویت میكند. ما یك سری اطلاعات را در قالب سؤال میدهیم. به بچه فرصت میدهیم كه حدس بزند. او چند پاسخ را در ذهنش میآورد، تفاوتها را یاد میگیرد، آنقدر او را به تفكر واگرا سوق میدهیم كه به یك گمان نزدیك برسد و كمكش میكنیم. بچههای كمتوان میتوانند مثلا" میوههای زیادی را بشناسند. من امیدوارم كه بتوانم با این شیوه، تفكر انتزاعی را در بچهها تقویت كنم. من معتقدم آموزش بچههای كمتوان باید به آموزش بچههای عادی نزدیك شود. این كتاب كه در آن توضیح و تصویر همراهاند میتواند كمك زیادی به آموزش كودكان كم توان انجام دهد". "محمدهادی محمدی از مروجان خواهش کردند كه حتما" تجربههای خود را ثبت كنند و در سایت ترویج بنویسند و به نظر ایشان این جامعه لایههای ناشناختهای دارد كه بسیار ما را امیدوار میكند. وقتی چیزی به این لایهها ارائه و معرفی میشود و آنها باور میكنند، پاسخی كه گرفته میشود، بسیار متفاوت است. هنوز كانون پرورش فكری این كتابها برای مراكز خود نگرفته است كه میتواند تحولی در ادبیات كودكان ایجاد كند یا كتاب شناخت ادبیات كودكان را. ما باید با فلسفه مشاركت كردن این كتاب را به جامعه ببریم. به قول فیلسوف چینی روشن كردن یك شمع در تاریكی، بهتر است از نفرین تاریكی." خرمی از اصفهان: "دخترم از طریق كتابهای این مجموعه به كتابخوانی علاقهمند شد. معلمان كلاس اولی هم كه با این كتابها آشنا شدهاند، برای فروش و ترویج كتابها اعلام آمادگی كردهاند". قریشی از اصفهلن گفت: "اگر نتیجه كار عملی خود را نشان بدهیم، دیگران ما را بهتر باور میكنند مثل «سلام آقای اندرسن» یا «زندگی باید كرد» درباره زلزله بم باعث شد مدیران دیگر هم به فكر كارهایی از این دست بیفتند". سینایی گفت: "در كلاس پنجم درس كتابهای مرجع هست كه اگر با واژهنامه چیستانی- تصویری از دبستان و پیش دبستان آغاز شود، در كلاس پنجم این واژهنامه را هم میتوان به عنوان گونهای از واژهنامه معرفی كرد، ٢٠٠ لغت دارد كه میتواند آنها را نقاشی كند و جمع كند و به عنوان یك واژهنامه تربیت دهد". دباغ هم از تهران ادامه داد که : " كه من این كتابها را به خارج فرستادم كه نتیجه مثبت بود. به خوزستان هم فرستادم، به خصوص در شهر دزفول موفق بود. همچنین درباره همذات پنداری بچهها با نخودی و تجربههای شخصی بچهها و استقلال آنها در تجربه جدا از باز خواستهای بزرگترها هم تأكید كردم. در جشن آخر سال هم، از مدیر خواستم به بچهها فارسيآموز ادبی جایزه بدهند. درباره كتاب كارورزی، مادران میگفتند كه كتاب كارورزی زیاد مورد توجه بچهها نیست چون نوشتن دارد. به نظر من شاید چون رنگ ندارد. ایا سیستم تركیبی و صداكشی در این كتاب رعایت شده است. مسئله تشدید هم مهم بود". محمدی در پاسخ گفت: "كه نوشتن یكی از اركان مهم سواد است". یكی دیگر از شركتكنندگان برای استفاده از كتاب كارورزی سه مرحله را پیشنهاد كرد، كه یكی كار تابستانی است. به نظر یكی دیگر از شركتكنندگان هم تمرینهای كارورزی یكنواختاند. آقای محمدی تكرار را در آموختن زبان الزامی دانست و استدلال كرد كه فقط داستانی بودن، میتواند به كتاب تنوع بدهد. البته در كتاب دوم متنها تنوع دارند و در هر درسی یك خندانك (لطیفه) آورده است. صفایی در ادامه گفت: "قدرت نوشتن در بچههای ما كم است. به این دلیل است كه ثبت كردن خاطرات برای ما خیلی سخت است و برای بچهها هم. با دست كم گرفتن نوشتن همان كاری كه با ما شد، با بچههای حالا هم خواهد شد". شركتكنندهی دیگری گفتند الان مهارتهای زندگی در آموزش مطرح است. نوشتن ما سیستم غلطی داشت و گرنه با یك سیستم درست و محیط خوب، بچهها به نوشتن تشویق میشوند. صفایی به بلندخوانی این كتابها در كلاس و اهمیت آن اشاره كرد. و گفت: "والدین بیشتر مشتاق خرید این كتاب هستند. من كتابها را به پیش دبستان- دبستان و بعد از دبستان تقسیم كردهام. من در پایان سال تحصیلی از والدین میخواهم با كتاب كارورزی كار كنند" گفت و گو پیرامون ترویج فارسی آموز و واژه نامه با تجربه های ارزشمند سینایی از شیراز و سجادی از اهواز پیرامون کودکان کم توان ذهنی ادامه یافت سینایی: تجربه های من از شیراز از هر جا كه بتوانم برای به نمایش گذاشتن كتابها استفاده میكنم. با توجه به اینكه نمایشگاههای كتاب و غرفههای شهرداری مبلغ گزافی بابت هر میز دریافت میكنند سعی میكنم از جاهایی مثل كانون بانوان یا مدارسی كه تمایل دارند كار فرهنگی انجام دهند یا از كلاسهای ورزشی كه مربیان تمایلات اینگونه داشته باشند استفاده كنم. من به كلاس یوگا میروم. سعی میكنم نیم ساعت زودتر آنجا باشم كه كلاس قبلی و كلاس خودمان كتابها را ببینند. دوستم به كلاس قرآن میرود، به آنجا هم میروم. در مدارسی كه قبول كنند، در جلسات آموزش خانواده شركت و كتابها را معرفی میكنم. یك كانون فرهنگی و هنری بانوان در نزدیكی ماست كه توانستم یك هفته كتابها را آنجا به نمایش بگذارم. آنجا میخواستند در كنار نمایشگاه كارهای دستی یك كار فرهنگی هم بكنند. و از من پولی نگرفتند. درباره كتاب واژهنامه، من بیشتر روی جنبة آموزش تحلیل جملات تكیه میكردم. به نظر خودم این كتاب اگر در سنین ٥ تا ٧ سال مورد استفاده قرار گیرد، میتواند برای درك مسئلههای ریاضی در سالهای بعد بسیار مفید باشد. در ریاضیات اولین نیاز، درك معنای مسئله است و این كتاب به كودك تمرین میدهد تا جملات را به هم ربط دهد و استنتاج كند. اكثر كسانی كه واژهنامه را از من خریدهاند، پس از این توضیح بوده است. در چند مهد در روز جشن پایان سال تحصیلی شركت كردم. ظرف ٦ ساعت به گروهی در حدود ۱٣٠-۱٢٠ نفر، ٥٠ كتاب فروختم. چند نفر را صدا میكردم و دربارة اینكه كتاب شامل تعداد زیادی داستان است و در واقع انگار بیش از ٣٠ كتاب داستان كوچك خریدهاند، جذاب است، شخصیت واحد كتاب، طرح و رنگ و اینكه داستانها كاملا" عاطفی و شامل احساسات دوستانهاند صحبت میكردم. به طور معمول ارتباط چشم در چشم و ده پانزده دقیقه صحبت، نشان دادن تصویرها، لوح سپاس، توضیح دربارة چگونگی استفاده و اینكه در واقع یك كتاب پر از داستان برای امسال و یك كتاب آموزشی برای سال بعد خواهد بود، تأثیر داشت. از یكی از مهدها هم اجازه گرفته بودم و هفتهای یكی دو روز هنگام تعطیل شدن مهد كه پدر و مادرها میآمدند، در كنار در خروجی آنها را صدا میكردم و توضیح میدادم. معمولا" در روز ٥ تا ۱٠ كتاب را ظرف دو ساعت میفروختم. هنگام توصیف واژهنامه، من به واژهنامه بودن آن بسیار بها میدهم به این معنی كه كودك میآموزد كه نظم را در میان واژگان چگونه برقرار كند میآموزد كه چگونه نظم موجود در واژهنامه یا دفتر تلفن یا موارد مشابه را به كار گیرد. میآموزد كه واژهنامه بنویسد. در كلاس پنجم ابتدایی، درسی دربارة فرهنگ لغت یا واژهنامه گنجانده شده است. پیشنهاد من به والدین و آموزگاران این است كه كتاب را به عنوان یک نمونه از واژه نامه در این درس یه کودکان معرفی کنند. از اینكه بگذریم، در انتهای واژهنامه به دستهبندی واژهها بر میخوریم. این مطلب در آموزش دستهبندی، به كودك نقش مهمی دارد. درسهایی مثل دستور زبان فارسی یا عربی یا انگلیسی، درس علوم و بخصوص هندسه به توانایی دانشآموز در دستهبندی تكیه دارند. پس قسمت پایانی كتاب از این دیدگاه، كودك را پرورش میدهد. من لیسانس ریاضی هستم. این رشته را با تمام وجود دوست دارم. معتقدم مطالعة ریاضی مانند داشتن یك جام جهاننماست و معتقدم واژهنامه چیستانی، قدرت درك ریاضی را بالا میبرد. زیرا: ۱- تحلیل جملات متوالی را میآموزد. ٢- روش دادن تعریف را ميآموزد. ٣- چیستان، قدرت استنتاج را بالا میبرد. پس توان درك مسئله، استنتاج و بیان استدلال را بالا میبرد، یعنی حل و اثبات كلامی مسئله و در هنگام توضیح فواید واژهنامه بر این ادعا اصرار دارم. پدر و مادرهایی كه نگران ریاضیات فرزندشان هستند، آرزوی خریدن واژهنامه را خواهند داشت. در پایان سال تحصیلی گذشته مدت ده روز را فقط برای سر زدن به مدارس و مهدكودكها و پرسیدن زمان برگزاری جشن پایان سال صرف كردم. نتیجه بد نبود. در چند مهد توانستم یك میز بگذارم و كتاب بفروشم. ظرف دو روز بین ساعت ۱٢ تا ٢ بعد از ظهر، رویهمرفته ٦٠ تا ٧٠ كتاب فروختم. به نظر من گفتوگو با تكتك آدمها بسیار مؤثر است. من برای فروش هر كتاب بین ٥ تا ٢٠ دقیقه وقت صرف میكنم. از والدین میخواهم چند داستان را بخوانند یا در مورد واژهنامه، از بچهها چند واژه را میپرسم و روش كار را كاملا توضیح میدهم. گاهی اوقات پدر و مادر با خود پول ندارند، من كتاب را در مهد میگذارم و میگویم از آنجا تحویل بگیرند یا حتی کتاب را ببرند و پول را بعد به مهد تحویل بدهند. این اعتماد یك سویه اثر عاطفی شدیدی بر جا میگذارد و ش |